حمد الله مستوفي قزويني
651
تاريخ گزيده
شيخ ابو عبد الله محمد بن فضل بلخى وفاتش بسمرقند ، در سنهء تسع عشر و ثلاثمائة ، بعهد مقتدر خليفه . از سخنان اوست : [ شقاوت سه چيز است : علم بى عمل و عمل بى اخلاص و مصاحبت درويشان ، بىحرمت داشتن ايشان را [ 1 ] . خرابى مسلمانان از سه چيز است : بدانچه دانند كار نكنند و آنچه ندانند نياموزند و بدانچه آموزند آموزنده را از كار باز دارند . از او پرسيدند زاهد كيست ؟ آنكه به چشم حقارت در دنيا نگرد و از او بر گردد و تقدير نفس خود كند . ] [ 2 ] شيخ ابو بكر واسطى [ 3 ] اصلش از فرغانه بود . وفاتش در سنهء ست و عشرين و ثلاثمائة ، به زمان راضى خليفه . از سخنان اوست : هر گاه كه خدا ببندهاى خوارى خواهد ، او را بصحبت كودكان اندازد كه اهل معنى را صحبت در مشاهدهء ايشان ناخوش بود و نقصان روح باشد . شيخ ابو على احمد بن محمد رودبارى وفاتش بمصر ، در سنهء عشرين و ثلاثمائة ، به زمان مقتدر . از سخنان اوست . تصوف مذهبى است همه جد كه هيچ هزل با او نياميزد . [ از او پرسيدند چگوئى در حق آنكه بسماع مايل باشد و گويد كه بدرجهاى رسيدم كه اختلاف احوال در من اثر نميكند . گفت رسيده است ولى [ 4 ] بدوزخ ] [ 5 ] شيخ ابو بكر محمد بن على كتانى بغدادى وفاتش به مكه در سنهء اثنى و عشرين و ثلاثمائة ، بعهد قاهر خليفه : از سخنان اوست : شهوت مهار ديوست . هر كه مهار ديو گرفت بندهء او باشد . [ 6 ] شيخ ابو محمد مرتعش نيشابورى وفاتش ببغداد ، در سنهء ثمان و عشرين و ثلاثمائة به زمان راضى خليفه . از سخنان اوست : ارادت باز داشتن نيت است از مرادهاى دنيا و بازگشتن بامرهاى خدا و رضا بدانچه [ 7 ] ميرود . او را گفتند : فلان
--> [ 1 ] - م : ايشان . [ 2 ] - ب ، ندارد ولى گفتهء شيخ ابو بكر واسطى را بجاى آن نقل نموده - نفحات : « وى را از زهد پرسيدند . گفت به چشم نقصان در دنيا نگريستن و باعراض از وى عزيز و گرامى زيستن . » [ 3 ] - نام و ترجمهء او در نسخهء ف نيامده . [ 4 ] - اين كلمه در نسخهء ق نيست . [ 5 ] - ب ، ندارد . [ 6 ] - ب : اوست - ق : شد . [ 7 ] - م : بر او .